مقایسه رشته ی آمار و ریاضی
کلمه آمار و داده ها باهم مترادف هستند .به عبارت ديگر آمار يعني اعداد مربوط به دنياي ما ونتيجه گيري از آنها براي کشف واقعيتها. آمار ازنظر تاريخي از راه سرشماري وکسب ماليات وجدول هاي مرگ مير آغازشدو به صورت آمار جديد براي کشف حقايق به کمک داده ها به علوم وعلوم اجتماعي راه يافت .بنابراين آمار با تجربه ومشاهده محض روندي ديگر داشته است . با اينكه مفاهيم رياضي مانند جمع وتفريق وقضايايي مهم مانند قضيه فيثاغورث، ابتدا براساس تجربه ومشاهده بوده اند بعدها مطلق گرايان با تلاش فکري خود در طول زمان اين مفاهيم وقضايارا ازعالم تجربه جدا کرده ودر ذهن پروراندند که در نتيجه آن مبناي رياضي امروز آفريده شده است .
روش رياضي روش قياسي است يعني ازكل به جزء. مثلا" مي گوييم زواياي يک مثلث 180است.اين حکم در مورد هر مثلثي صرف نظر از طول اضلاع مشخص است .ولي آمار روشي استقرايي است يعني از جز به کل.مثلا"با فراهم آوردن نمونه هاي آزمايشگاهي در چند مرحله در باره ميزان قند خون افراد با 95% احتمال صحبت مي کنيم .اين نتيجه تا زماني معتبر است که داده هاي جديد فرضيه فوق را مورد تاييد قرار دهد.در رياضي هم نوعي استقراء رياضي داريم اما نتيجه آن در صورت اثبات هميشه درست است . پس آمار با آنکه به رياضي بستگي دارد شاخه اي از آن نيست .بلکه از داده ها پديدآمده است . رياضي پشتوانه نظري آمار است به گونه اي که پشتوانه نظري مفاهيم بسياري در فيزيک ورشته هاي مهندسي و ... است .
در رياضي امور همواره قطعي اند .اما در آمار پديده هايي مورد بررسي قرار مي گيرندکه قطعي نيستند بلکه تصادفي اند .اما اين امور تصادفي هم براي خود قواعدي دارند که آنها را قوانين احتمال مي نامند . منطق فازي با نوعي عدم قطعيت سرو كار دارد. بنابراين آمار در جايي كاربرد دارد كه عدم قطعيت در پيشامدها،اندازه گيريها و وقايع رخ مي دهد. نویسنده:نسرین اولیایی