یادداشتی بر ضرورت علم آمار

امروزه كمتر كسي را می توان یافت كه منكر پيشرفت روزافزون علم آمار و استفاده از آن در علوم ديگر باشد. به صراحت مي‌توان ادعا كرد بجز در بعضي از علوم عقلي و يا هنري محض، استفاده از آمار ضروری می باشد.

 استنباط ‌هاي آماري در اكثر كشفيات جديد علمي نقش بسزایی دارند. اكثر قریب به اتفاق نرم‌افزارهاي علوم مختلف، محاسبات و استنباط ‌هاي آماري را بدلیل نیاز شدید در آن نرم افزار طراحي كرده‌اند. چنين پيشرفتي براي علاقمندان به آمار -كه هم اکنون يك علم جوان محسوب مي‌شود- جاي افتخار و خوشحالي است. در كشور ما نيز همراه با گسترش تحقيقات و دوره‌هاي تكميلي آموزشي، استفاده زيادي از آمار مي‌شود. براي اثبات اين ادعا كافي است به پروژه‌هاي تحقيقاتي انجام شده و رساله‌هاي كارشناسي و ارشد و دكتري توجه كنيم. در بسياري از اين تحقيقات اگر مبحث نمونه‌گيري و آناليز داده‌ها حذف شود، از آن تحقيق چيزي باقي نمي‌ماند.

اگرچه در نگاه اول اين موضوع خوشحال كننده است ولي لازم است خطرات ناشي از استفاده نادرست و غير دقيق آن را به دقت زير نظرداشت. متأسفانه افراد زيادي وجود دارند که با اندك اطلاعات آماري و يا گذراندن چند واحد درسی آمار، خود را صاحب نظر در علم آمار دانسته و با همان دستمایه ناچیز به  تجزيه و تحليل داده‌ها می پردازند. بسیاری از افراد در رساندن يك خبر آماري معمولاً توجه كافي به تعاریف دقیق نمي‌کنند. اگر در خبر مي‌شنويم درصد افراد بيكار در كشورمان x درصد است، نمی دانیم آيا اين درصد با توجه به سن بیکاری استانداردی گفته می شود؟ آیا جنسيت  در نظر گرفته شده است؟ و ده ها سؤال مشابه دیگر را می توان یافت که تا خواننده دقیقا" آنها را نداند، خبر درست را درک نمی کند. ما مطمئن نیستيم اگر در خبر بعدي درصد افراد بيكار در كشور ديگر y درصد خوانده مي‌شود، همان تعريف از بيكاري در نظر محقق بوده است یا خیر. بنابراین نمی توان به مقایسه x  وy  اطمینان کرد. كافي است در يك روز به مطبوعات يا اخبار صدا و سيما توجه كنيم تا تعداد چنين خبرهايي را بدست آوريم. در تمامي این خبرها ادعای استفاده از روش علمي– آمار وجود دارد. درصد افراد سيگاري، علاقمندان به يك فرد، موافقين و مخالفين و موارد مشابه آن هر روز در خبرها تغيير مي‌كند و  تنها نتیجه آن سردرگمی و عدم اعتماد عمومی به رسانه های خبری و یا تحقیات آماری خواهد بود. اگرچه در این موارد مسئولیتی متوجه آماردانان نیست اما برای کسانی که به دنبال عمومی کردن آمار هستند و از اقبال محققین سایر علوم  به استفاده از آمار شادمان هستند، نکته قابل تأملی است. در این راستا  مركز آمار ايران با ارائه تعاريف روشن از بعضی  واژه‌ها و مفاهیم کلیدی این علم و همچنین با نظارت بر بیان اخبار مهم سراسری  کشور می تواند نقش مهمی در جهت پیشگیری از بسیاری مشکلات، سوءظن ها و بی اعتمادی های رایج ایفا نماید.

مقوله دیگر مربوط به استنباط ‌هاي آماري است. استنباط ‌هاي آماري مبتني بر يك سري فرضيات اوليه می باشند که عدم تحقق آنها تمام نتايج يك تحقيق را زير سؤال مي‌برد. اعتماد به افراد  ناشي و غير مطلع به اصول آمار، در تجزيه و تحليل داده‌ها مي‌تواند آسيبي جدی به نتايج علمي برساند.

متأسفانه براي بسياري از کاربران برنامه های آماری چنين امري پذيرفته شده است كه ياد گرفتن يك نرم‌افزار آماری و كليك كردن روي پنجره‌هاي كامپيوتر همان "علم آمار" است و نتايج بدست آمده در صفحه مانيتور نتايجی  قطعي و بی نیاز به بررسی دقیق هستند. بسياري از اين مباحث مربوط به رگرسيون و طرح آزمايشات هستند كه اگر بعد از مدل‌سازي خطاهاي آزمايش بررسي نشوند نتايج بي‌فايده است. متأسفانه حتي افراد نسبتاً مطلع نیز به استقلال خطاها، ‌نرمال بودن و... هيچ‌ گونه اهميتی نمي‌دهند.

با اندك تأملي مي‌توان مشكلات بسیاری را پيدا كرد كه بخاطر استفاده ناشيانه از آمار و يا نرم افزارهاي آماري بوجود ‌آمده اند. اين مسئله ضرورت دقت افراد دلسوز و سازمان‌هاي ذيربط را طلب مي‌كند تا در این راستا راهکارهای مناسب را بررسی و اعمال نمایند. در این شرايط دو پيشنهاد زير مي‌تواند تا حدودی راهگشا باشد:

1-  وجود يك تشکیلات آماري كه هم تضمين كننده حداقل استاندارد علمي افراد دخیل در آمار بوده و هم بتواند افراد صاحب صلاحیت را شناسایی كند.

2-   استفاده از مشاورين يا ناظران آماري در  تمامی روند تحقيقات بویژه در نمونه گیری به عنوان "مشاور و یا ناظرآماري" ضروری به نظر می رسد

 

منبع: amari.blogfa.com/8609.aspx

اینم از فواید آمار

یه داستان از یه آمریکایی : "دیروز داشتم رانندگی می کردم راننده خانمی را دیدم که ناگهان جلوی یه کامیون پیچیدو راننده کامیون به خاطر اینکه با او برخورد نکند خود را به کنار جاده کشاند او که حسابی عصبانی شده بود سرش را از پنجره کامیون بیرون آورد و ناسزایی نثار راننده خاطی کرد .با خودم فکر کردم :عجب مرد احمقی . من در این گونه مواقع کهه طرف مقابلم یک خانم باشد لبخندی میزنمو گوسفند وار دستم را برایش تکان میدهم و از کنارش می گذرم ....چرا؟ فقط به دلیل آمار من هر روز ۴۸ مایل تا سر کار رانندگی می کنم یعنی رفت و برگشت روزانه ام ۹۶ مایل .از این ۹۶ مایل ۱۶ مایل آن سپر به سپر است اکثر این مسیر سپر به سپر مسیر یه بزرگراه ۸ خطه است.پس اگر اگر شما به ۷ خط آن نگاه کنی (۷ خطی که من درون آن نیستم )۷ خودرو در تمام ۳۲ مایل رفت و برگشتم وجود خواهد داشت که در کل ۳۲ مایل ۳۱۴۲۴ خودرو می شود حالا حتی اگر باقی مسیر ۳۲ مایلی را سپر به سپر حرکت نکنم باز می توان گفت که حداقل از کنار ۴۰۰۰ خودرو دیگر عبور خواهم کرد یعنی روزانه ۳۶۰۰۰ خودرو از کنار من می گذرند . آمار می گوید حداقل نیمی از این خودروها به وسیله رانندگان زن خانم هدایت می شود .یعنی ۱۸۰۰۰ خودرو . باز طبق آمار معلوم شده ۷۰درصد از خانم ها در زندگی عاطفی اشان یا شکست خوردهاند و یا چندان راضی نیستند یعنی ۴۴۹ نفر. باز طبق نظر بخش امر موسسه ملی بهداشت ۲۲ درصد خانم ها یا خودکشی کردهاند و یا قصد کشتن کسی را می کنند . ۳۴ درصد از آنها بزرگترین مشکلشان مردها هستند یعنی ۳۳ نفر . طبق بررسی انجمن تفنگدارن آمریکا ۵در صد این خانم ها اسلحه حمل می کنند و این عدد روز به روز در حال افزایش است . این آمار و بررسی ها و محاسبات آماری فوق به من این هشدار را می دهد که :هر روز یعنی هر یک روزی که من بیرون هستم حداقل از کنار یک خانم می گذرم که یا مشکل عاطفی دارد یا فکر می کند مردها بزرگترین مشکل زندگی اشان هستند یا به طور جدی به خودکشی فکر میکند ویا می خواهد دیگری را بکشد و خلاصه ممکن است .... با این اوضاع و احوال ناسزا گفتی به خانم ها درست است ؟( من که اینطوری فکر نمی کنم)" منبع: http://amaranjoman.blogfa.com

شیر یا خط؟

جنگ عظیمی بین دو کشور درگرفته بود . ماهها از شروع جنگ می گذشت و جنگ کماکان ادامه داشت. سربازان دو طرف خسته شده بودند . فرمانده یکی از دو کشوربا طرحی اساسی قصد حمله بزرگی را به دشمن داشت و آن طرح با چنان دقت و درایتی ریخته شده بود که فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان کامل داشت ولی سربازان خسته و دودل بودند. فرمانده سربازان خود را جمع کرد و راجع به نقشه حمله خود توضیحاتی به آنها داد. سپس سکه ای از جیب خود درآورد و گفت: سکه را بالا می اندازم , اگر شیر آمد پیروز می شویم و اگر خط آمد شکست می خوریم. سپس سکه را به بالا پرتاب کرد . سربازان با دقت , حرکت و چرخش سکه را در هوا دنبال کردند تا به زمین رسید . " شیر" آمده بود . فریاد شادی سربازان به هوا برخاست . فردای آنروز با نیروئی فوق العاده به دشمن حمله کردند و پیروز شدند. پس از پایان نبرد , معاون فرمانده نزد او آمد و گفت: " قربان , آیا شما واقعا می خواستید سرنوشت کشورمان را به یک سکه واگذار کنید ؟" فرمانده لبخندی زد و گفت : " بله"

و سکه را به او نشان داد.هر دو طرف سکه شیر بود.

منبع:http://statistics4iu.blogfa.com/

گفتگوی دو آماری

من می گم بهم نگاه کن                          تو می گی که جون فدا کن

من می گم آمار همیشه                          تو می گی این که نمی شه

من می گم آمار عزیزه                              تو می گی می ریزی مزه؟

من می گم هر کی با رشته اش                تو می گی امار هم رشته اس؟

من می گم نگذری ساده                          تو می گی رشته زیاده  

من می گم چه اشتباهی                         تو می گی اول راهی

من می گم تغییر رشته؟                           تو می گی خستمه خسته

من می گم تو هم بریدی؟                         تو می گی داری امیدی

من می گم فقط مبانی                             تو می گی چه خوش خیالی

من می گم ریاضی سخته                         تو می گی این دسته بخته

من می گم حذف نهایی                            تو می گی یه فکر عالی

من می گم هدف لیسانسه                       تو ولی می گی محاله

من می گم چه دانشگاهی                       تو می گی کجای راهی

من می گم زاهدان قشنگه                          تو می گی آجر و سنگه

من می گم چه با کلاسه                           تو می گی توش پر ماسه

من می گم صندلیش نرمه                         تو می گی کلاس چه گرمه

من می گم این چمن ها چیست؟               می گی امروز قورمه سبزیست 

من می گم چه سلف نازی                        تو می گی به چیش می نازی 

من می گم گلاش قشنگه                         تو می گی کجاش قشنگه 

من می گم استاد چند دسته است؟           تو می گی یا بد یا خوب است

من می گم استاد خوب کیست؟                تو می گی نمره بده بیست 

من می گم استاد بد کیست؟                    تو می گی غیبت کارش نیست

من می گم نیومد استاد                           تو می گی بهتر می ریم سایت 

من می گم چیزی می خواستی؟               تو می گی خستمه راستی

من می گم از غم خوابه                            تو می گی دلم کبابه

من می گم آماری پرنده است                    تو می گی کلاغ یا پشه است 

من می گم می خوام بشم مخ                  تو می گی شبیه دمپخ 

من می گم آماری حیرون                          تو می گی مانند مجنون

من می گم دیگه بریدم                             تو می گی خوب می پذیرم 

من می گم که نا امیدم                            تو می گی دارم می بینم

من می گم دلم شکسته است                 تو می گی خوب می شه خسته است 

من می گم فکری برام کن                         تو می گی درس و رها کن

من می گم چه طور خلاص شم                تو می گی که منصرف شم

من می گم خدا نگهدار                            تو می گی چه تلخه آمار

آموزش نرم افزار spss

SPSS